۱۸
18
راهنمای گردشگر چند زبانه که صاحب پاسپورتهای متعدد است روزی همسرش و دخترش را به شهری خالی از سکنه در کنار ساحل میبرد و در هتلی آرامِ دورافتاده، وسیع و شبیه به خرابه اقامت میکند. از آن لحظه به بعد خودش را وقف قمار میکند و با مردمان محلی تمام روز تاس میاندازد. گاهی بزرگ برنده میشود، گاهی همه چیز را از دست میدهد. احساس بیتوجهی و ناراحتی، همسرش و دخترش را به زودی وادار میکند که او را ترک کنند و به خانه بازگردند. او میماند و بین ماهیگیران این روستا سرگردان میشود و به تدریج خود را در محاصره محیطی غرق میکند— مکانی پر از ولگردان بیاخلاق، خلافکاران و عجیبوغریبها.