بارِبری رهاشده
Left Luggage
در جریان فرار از نازی ها در جنگ جهانی دوم مردی یهودی چمدان هایی پر از یادگارهایش را در زمین گود میکَند تا به دنبال آنها بگردد و روی خاک آنتورپ با جستجوهای مداوم چهره ای آشفته به خود میگیرد. دخترش چایا دختری مدرن است که به عنوان پرستار در خانوادهی تشدیدی کَشِشدار شدیداً مذهبی هاستی میکند و با وجود موانع خانوادگی با جوانترین پسر خانواده پیوندی ویژه برقرار میکند.