عشقبازی بر خیابان نا نا
Lovesick on Nana Street
داستان دلگرمکننده و تکاندهنده ویکتور است که با مادرش در محلهای بسیار بد زندگی میکند و یک ایستگاه تلویزیوی کابل غیرقانونی را اداره میکند. روزی او مایاکئلا زیبا را میبیند و عاشق او میشود. برای اینکه او هم او را دوست بدارد، نهایتاً از خود گذشته و در باران، تمام شب را منتظر میماند. او برای ماندن در ذهن خود در یک مؤسسهٔ روانی قرار میگیرد و با شخصیتهای رنگارنگی روبهرو میشود که از جملهٔ آنان لیوانا است که با او ارتباط جنسی پیدا میکند. در نهایت، روزی مایاکئلا برای دیدار به او میآید...