خط داستانی
فیلم بیستوپنج دقیقهای ماداگاسکار با رساترین و بیانی روشن، بهعنوان نمایشی از جستجوی هویت یک نوجوان برای تبیین سوسیالیستی کوبا را به نمایش میگذارد. لورا استاد دانشگاهی در کلوپی فرسوده است. دخترش لوریتا مدرسه را ترک کرده و میخواهد به ماداگاسکار برود و به سرعت از مراحل مختلف عبور میکند. روزی به نظر میرسد که او یک طرفدارهٔ متال، روز دیگر یک بوهمی است که در شعر و هنر میگرید. کمکم از سردرگمی عادی نوجوانی به سکتهٔ عصبانی و فراتر از آن میگذرد تا جایی که بهقدری به دین و کارهای خوب علاقهمند میشود که ده کودک بیخانه را به خانهٔ تنگ و مشترک با مادر و مادربزرگش میآورد.