خط داستانی
پسری جوان به روستایی دورافتاده در سرزمین اصلی چین فرار می کند و ریشه های خود را در این درام هنگ کنگ می یابد. فای جوان تبهکار تصور می کند پلیس هنگ کنگی را کشته است. او تا زمانی که اوضاع آرام می گیرد به گوانگژو فرار می کند. پسر ساده لوح به سرعت پولی که رئیسش به او داده بود را به هدر می دهد. اکنون بی پول و در چنگ باندهای سرزمین اصلی است. او در یک زد و خورد زخمی می شود. دوباره فرار می کند، این بار به دهکده ای جدا افتاده در استان شانن بی چینش. او توسط سربازی کهن سال و نوه اش شیویو پرستاری می شود. زندگی روستایی برای فای آسان نیست. در حالی که آنجا است ناخواسته مزرعه ذرت روستا را می سوزاند و در نتیجه گاو جایزه را می کشد. به زودی خودش را با ارزشهای روستایی وفق میدهد و عشق ساده شیویو را تجربه میکند. سرانجام می فهمد باید به هنگ کنگ برگردد و عدالت اجرا شود