خط داستانی
برادر لوس و مغرور، بالی، از گانگستر بدنام، کالی بابا، در نیروی ملی کادتی ثبت نام میکند و میخواهد با همدانشگاهیها و مربیاش، ایندر موهان لاهتی، به شیوهای کمدی رفتار کند. وقتی برای اولین بار با دیویا تاپا ملاقات میکند، به او دل میبازد و میخواهد هر طور که شده با او ازدواج کند. اما دیویا عاشق کاران است و هر دو قصد دارند با هم ازدواج کنند. شرایط علیه آنها عمل میکند و آنها با هم فرار میکنند، در حالی که مردان کالی بابا و پدر کمیسر پلیس دیویا، یاشپال تاپا، در تعقیب آنها هستند، به مقصدی ناشناخته، در محاصرهای از دروغها، فریبها و بدون منابع شناخته شده برای کمک به آنها.