***و
***o
میشال مردی بالغ و پدر است که از دلتنگی، پشیمانی و اشتیاق به عشق جوانی برنخواسته رنج میبرد. او به گذشتههای عاشقانهاش فکر میکند. با اولین عشقش آسیا، در سفری ساحلی به کمپینگ میرود. او در آن زمان نوزده ساله بود و او دو سال younger بود. با وجود پیشقدمهای آشکار، دختر مقاومت میکرد اما در نهایت تسلیم میشود. برای میشل این اتفاق همان سنگی است که به شیری تبدیل میشود.