خط داستانی
کمدی به طرز عجیبی غیرمعمول که حول زندگی ابِل سی و یک ساله میگردد؛ مردی که تا به حال خانهنشین است. پس از ناکامی با پزشکان و روانپزشکان، پدر ابِل، ویکتور، با دوستِ صمیمیِ او، کریستین، برای آموزش مهارتهای اجتماعی پایه به ابِل به خانه میآورد. اما همسر ویکتور، دوئف، او را به داشتن رابطهای مشکوک متهم میکند و در نتیجه جدالی که میگذرد ابِل از خانه بیرون رانده میشود. اما کمکی در راه است؛ وقتی او با رقصنده مهربان، سوز، که نمایش ویکتور به آن علاقهمند است، مواجه میشود