خط داستانی
بلوار غروب آفتاب مکانی سودآور برای بارون سیاه است، یک دلال با رولز رویس قرمز و زرد و تعداد زیادی دختر در فهرست خود. او هیچگونه بیاحترامی را از دخترانش، مادامش یا رقبایش نمیپذیرد و به شدت از قلمرو خود دفاع میکند. اول، او به مافیا حمله میکند که سعی دارند به قلمرو او نفوذ کنند. دوم، او یکی از دخترانش را که با یک چمدان پر از پولش فرار کرده پیدا میکند. سوم، او دو پلیس را از بین میبرد. اما حالا او میداند که روزهای دلالیاش به شماره افتاده، بنابراین بعد از یک نبرد نهایی انفجاری، به شخصیت دیگرش، یک تاجر آرام و مودب به نام ران که در حومههای سرسبز با همسر و خانوادهاش زندگی میکند، تغییر میکند.