خط داستانی
گیرایا هیولای آبزی انسان نما که از سلولهای دورریخته شده هیولای فرانکشتاین به وجود آمده به سواحل توکیو حمله می کند در حالی که ارتش ژاپن آماده اقدام است برادر غول پیکر گیرایا یعنی ساندا از کوهها پایین می آید تا از خویشتن دفاع کند درگیری میان خوب و بد پدید می آید و برادری ها پاره پاره می شود و شهری در ویرانی فرو می رود