خط داستانی
واچلاو اورزسکو، سرباز بدشانس، یک روز تصمیم میگیرد از گروهان خود فرار کند و در یک قلعه پنهان شود، جایی که با یک سرباز ارتش سرخ به نام ماریوسیا ملاقات میکند. آنها متوجه میشوند که یک گروهان آلمانی نیز در قلعه پنهان شده و باید با هم از پیوستن سربازان نازی به ارتش اصلی جلوگیری کنند.