خط داستانی
از روی عشق، کورینای جوان مالک مزارع مانسفلد را به شرق دور دنبال میکند - جایی که او متوجه میشود که او قبلاً متأهل است. یک تسلی کوچک برای او این است که مانسفلد مردی زنباره نیست، بلکه او در عشقش به کورینا جدی است. تنها چیزی که در راه این عشق قرار دارد، همسرش است که با وجود ازدواج شکسته، نمیخواهد مانسفلد را رها کند. وقتی همسر کشته میشود، این جنایت به نظر میرسد که خوشبختی مشکوکی برای آنها به ارمغان میآورد - اما این خوشبختی طولی نمیکشد.