خط داستانی
آلبرتو منیچتی با عمهاش و یک خدمتکار پیر به نام کلاوتیلد زندگی میکند؛ او در یک شرکت کار میکند و رئیسش خانم د ریتیس است، یک بیوه که شوهرش در حین شکار گراز وحشی کشته شده است. او آلبرتو را دوست دارد اما آلبرتو عاشق مارسللا است؛ او زیر سن قانونی است و آلبرتو منتظر روز تولدش است تا عشقش را اعلام کند. ویژگیهای بزرگتر او ترس از همه چیز و خودخواهی است. این طبیعت او را به دردسر خواهد انداخت.