خط داستانی
شرکت جواهر لند در الکو، تگزاس در حال فروش زمینهای دولتی به مهاجران است. قبل از اینکه هیچ یک از مهاجران بتوانند زمین خود را ادعا کنند، توسط باند مککیب کشته میشوند. وقتی راکی به الکو میآید تا دوستش جیم را پیدا کند، به اتهام دزدی پول از مارشال جدید به زندان میافتد. تنها کسی که در شهر در کنار اوست ناگت است، اما او به تنهایی کار زیادی نمیتواند انجام دهد. وقتی راکی با یک زندانی دیگر از زندان فرار میکند و مارشال مورد اصابت گلوله قرار میگیرد، او باید بفهمد که چه کسی پشت مشکلاتش است و چه بر سر جیم و امیلی آمده است.