خط داستانی
کنسول برگهولتز بیمار است و احتمالاً به زودی خواهد مرد. اعضای خانواده در کنار تخت او جمع میشوند، هر کدام با این انتظار که سهمی از ارثیه قریبالوقوع دریافت کنند. در میان وراث، پسران او، ویراستار الکلی اسکار و مدرس همجنسگرا ایجنار، و همچنین خواهر زیبا و اخیراً طلاقگرفتهشان استر هستند. اما وقتی نوهاش، بازرگان حیلهگر و بیرحم کورت، ظاهر میشود، توطئهها شعلهور میشود. کورت به آداب و رسوم و ظواهر فرهنگی اهمیتی نمیدهد؛ او فقط هر چه میخواهد را میگیرد.