خط داستانی
خصوصی اسنافو، که احمق اما خودباور و خودستاست، در طول جنگ جهانی دوم یک راز نظامی را در اختیار دارد. در طول روز، با بیان قافیههای موزون، او به تدریج این راز را به جاسوسان محور گوشزد میکند. او هنگام تماس با مادرش از یک تلفن عمومی بخشی از راز را به او میگوید؛ و بقیه را به یک جاسوس زن که او را با مشروبات الکلی سرگرم میکند، فاش میکند. زبان شل اسنافو او را در معرض خطر قرار میدهد.