خط داستانی
دنیاچل، پسر ثروتمند، به شراب، زنان و آواز علاقه دارد، اما به تحصیلات عالی نه. بنابراین پدرش او را به یک کالج تماممردانه در غرب میفرستد، جایی که قرار است هیچ زنی در آنجا نباشد. اما قبل از اینکه دنی به آنجا برسد، او جفت پاهایی را میبیند که از زیر یک خودروی خراب بیرون آمدهاند. این پاها متعلق به نوه رئیس دانشگاه، جینجر گری، هستند که بیشتر به حفظ کالج در حال ورشکستگی علاقه دارد تا به عاشقانههای دنی. حداقل در ابتدا...