خواستار: هیچ اربابی
Wanted: No Master
کنت اسکرولوس و جی.آر. سگ شگفتانگیز در یک خانه زندگی میکنند. اسکرولوس تمام پنکیکها را در صبحانه میخورد، بنابراین برای انتقام، سگ عکسی از یک زن زیبا را روی آگهی زن سالخوردهای که به دنبال شوهر است، میچسباند. اسکرولوس به آگهی پاسخ میدهد و به زودی خود را تحت تعقیب آن زن مجرد میبیند که مدام به وزیر میگوید صبر کند. آنها در نهایت ازدواج میکنند و سگ فکر میکند که قرار است یک وعده غذایی برای خودش داشته باشد وقتی که خانواده اسکرولوس، شامل تمام بچهها، به خانه میآیند.