خط داستانی
تاجر J.L. هیگینز کنترل کل خانوادهاش را در دست دارد، اما یکی از دامادهایش، دن بروکس، و دخترش آلیس از این وضعیت خسته شدهاند. بروکس شغل خود به عنوان مدیر کارخانه جعبه کاغذ J.L. را ترک میکند و تمام زندگیاش را به اسب مسابقهاش، برادوی بیل، اختصاص میدهد، اما سرمایهاش کم است و شانس به او روی خوش نشان نمیدهد. او به خاطر ۱۵۰ دلار بدهیاش به شخصی برای غذا دادن به اسبش دستگیر میشود، اما ناگهان یک کلاهبرداری برنامهریزی شده توسط شخص دیگری به نظر میرسد که فرصتی برای او فراهم میکند...