خط داستانی
آلبرت جورdan، مدیر انتشارات، حقوق خود را بر روی همسر محبوبش، ریتا، و دختر کوچکشان ادنا خرج میکند. او زنی مذهبی است، در حالی که خانه و خانوادهاش دین اوست. یک روز در حال بازگشت به خانه، جورdan دختر کوچک خود را در مسیر یک خودرو میبیند. او به سمتش میدود تا او را از مرگ فوری نجات دهد. او او را نجات میدهد اما خود به شدت زخمی میشود.