بتّی از گریستون
Betty of Greystone
پس از مرگ پدرش، بتّی لاکوود به گریستون گِیبلز، املاکی که او سرپرست آن بوده، میرود تا مدتی را به تنهایی بگذراند. او با دیوید چاندلر، مالک گریستون، آشنا میشود که به او جذب میشود و به او میگوید هر زمان که بخواهد میتواند برگردد. مادر بتّی به زودی دوباره ازدواج میکند، اما ناپدری جدید او مانند پدرش نیست.