خط داستانی
ارنست کاپی، نویسندهای بود که سعی میکرد چیزی بنویسد که بتواند به اندازه کافی پول برای خرید یک وعده غذای خوب به دست آورد. او یک متن احساسی به نام "وقتی ویلی آمد تا خداحافظی کند" نوشت که بسیار ضعیف بود. او آن را در سطل زباله انداخت اما وقتی دوستش وارد شد، آن را پیدا کرد و تصمیم به فروش آن گرفت. او در نهایت یک سردبیر مجله را پیدا کرد که چکی به مبلغ ۵۰۰ دلار به او داد و این مانند چیدن پول از روی درخت بود. نویسنده، که یک مجرد پیر و از بچهها متنفر بود، از دریافت این پول بسیار خوشحال شد، اما وقتی نامههایی برای تبریک به او درباره شعر عالیاش و همدردی با او رسید، به شدت خسته شد.